روزهایی هست و ماه هایی....
و فصل هایی که خیال اینهمه رویش را غوطه ور جنگلی از سرو و اقاقیا می کند .
پنجره ای را که رو به آفتاب مهربانی گشوده شده است ، باید باز نگاه دارم.
باید شکوه نی زارهای نای نشسته بغض را در ترنم دوباره ای از ترانه های سرخ لبان لاله خیز تو باران شوم.
باید عشق را از پسکوچه های دلتنگی به خیابان اصلی امید بیاورم.

شب ایستاده است به نماز ،که مهتاب را تکیه می زنم و می ایستم به تماشای آبی بی خواب آسمان.
دلم تنگ لبخنده ای است دیر یافته و زود آشنا ،
آنسان كه باران پس از عبور،
آنگونه كه مهتاب بعد از سحر.
اصلا دلم تنگ هميشه است.
انگار از پس اين آسماني كه امشب نخواهد باريد ،
عشق سرك نخواهد كشيد
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2008-2010 © by ganjine-ehsas.blogfa.com
Design This Web By Noleek ™ @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM