تبليغاتX
درياي احساس

چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387

روزهایی هست و ماه هایی....

و فصل هایی که خیال اینهمه رویش را غوطه ور جنگلی از سرو و اقاقیا می کند .

 

پنجره ای را که رو به آفتاب مهربانی گشوده شده است ، باید باز نگاه دارم.

 

باید شکوه نی زارهای نای نشسته بغض را در ترنم دوباره ای از ترانه های سرخ لبان لاله خیز تو باران شوم.

 

باید عشق را از پسکوچه های دلتنگی به خیابان اصلی امید بیاورم.

هر چند ،تب آلوده لیلایی های هر شبه مانده ام که دستهای مجنونم هنوز عطر عیسا می دهند .



شب ایستاده است به نماز ،که مهتاب را تکیه می زنم و می ایستم به تماشای آبی بی خواب آسمان.

 

دلم تنگ لبخنده ای است دیر یافته و زود آشنا ،

 آنسان كه باران پس از عبور،

آنگونه كه مهتاب بعد از سحر.

 

 اصلا دلم تنگ هميشه است.

 انگار از پس اين آسماني كه امشب نخواهد باريد ،

 عشق سرك نخواهد كشيد

 و اين مي‌شود كه درد مهمان ناخوانده اي مي‌شود كه عجيب عزيز است!



دریا
rosette





کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2008-2010 © by ganjine-ehsas.blogfa.com

Design This Web By Noleek ™ @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM

*
*
*
*
*
*
*